چهارشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۸

دلبرک



دلبرک با هر تکان دلکشانش ناز می آید

شانه بالا می زند، دل می برد، طنّاز می آید

نرم نرمک خانه اش را در دلم جا می کند

دل ز جان پر می دهد تا با هزاران ناز می آید

تا ببینم ماه رویش بعد نه ماه انتظار

جان به لب می گردم و جانم ز لب هی باز می آید

بر کشید این پرده ها را، مهر کن گوینده ها را

زان که آن آرام جان از عالم پر راز می آید

می شمارم لحظه ها را تا طلوع صبح موعود

چل صباح دیگر از ره با دف و آواز می آید


***

یاس می آید...


27 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هفت - عید غدیرخم

چهارشنبه ۲۵ ژوئن ۲۰۰۸


کنار کوچه ی هر روزم عابری تنها
به چشم خسته ی بی رنگ او نهفته رموز
گذشته ام ز کنارش تمام فصل ها را
خزان گذشت و
زمستان به سر رسید و
هنوز...
به باغ خفته ی چشمش
بهار هم نشکفت
.
خطوط محو حضورش به رنگ خاکستر
به روی هر چه خیال است
راه می بندد
نگاه یخ زده ی ساکتش
ولی انگار
به آتشی که درونم فکنده
می خندد...
.
باران
زمستان 2007

پنجشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۰۸



آن هنگام که انتظار می کشی در پیله ی وجودت پروانه شدن را...

پروانه شدن


حس عجیب عمیقی ست
چیزی به گنگی پچ پچه ای
در همهمه ی فریادهای شکست موج بر سنگ
چیزی به عمق اقیانوس
به آرامی یک روز آفتابی قشنگ
دراز کشیده روی شن های سفید ساحل

حس ملیح قشنگی است
مثل پیچش پیچکی است بر سراپای وجودم
مثل جوانه زدن گندم های شب عید
جوانه می زند گیاه درونم
مثل سر بر آوردن گل از خاک
گل می کند انگار از برهوت جانم
مثل شکفتن غنچه ای
می شکوفم از ژرفای وجود

در آستانه ی تولدم انگار
هر لحظه ای هزار بار متولد می شوم

حسی عجیب پر ز ترنّم
هر چند مقارن تردید
امان... امان ز بیم و امید!

دلم سرود بلبل وترنم باران و فال حافظ می خواهد
چشم هایت را ببند
تا دلم از پی شیطنت چشم هایت
گم نشود
بخوان برای دلم
بخوان برای تک درخت یاسی که
سرک کشیده کنون
از کوچه باغ احساسم

تو و من،
سرود بلبل و ترنم باران
و ترانه ی پر سرود بهاران
حافظ و
تک درخت یاس
و کوچه باغ پر از احساس
و شکوفه های سرمست گیلاس
مست می شوم
گیج می روم

دارم چَرت وپَرت می گویم
چشم هایم را می بندم
تو بخوان...
صدای تو می پیچد در کوچه های درونم
که می خوانی تفال حافظ را
و دل من پروانه می شود
"...گریه ی شام و سحر شکرکه ضایع نگشت
قطره ی باران ما گوهر یکدانه شد...
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد"

باران
بیست و هشت فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت