در آن روز اول چو رؤيا شكفتي
چو رفتي ز پيشم به دل غم نهفتي
تمام دلم را فداي تو كردم
همان روز گفتم كه راي تو كردم:
"ز تو سر نپيچم ، صنم بي تو هيچم."
تو دل را شكستي ، تو پيمان گسستي
تو از من بريدي ، تو از من برستي
به راهت نشستم ، نه پيمان شكستم
نه از تو بريدم ، نه از تو گسستم
”ز تو سر نپيچم ، صنم بي تو هيچم.”
اگر لحظه اي را مقابل نشيني
ز حالم بپرسي ، نيازم ببيني
به عمري تمامي به پايت نشينم
به نازت بميرم ، تويي بهترينم
"ز تو سر نپيچم ، صنم بي تو هيچم."
اگر شور شيرين ،كمينم نشيند
اگر حسن يوسف ، كمانم گشايد
ز تو دل نگيرم ، به زلفت اسيرم
اگر رخصتي بود ، برايت بميرم
"ز تو سر نپيچم ، صنم بي تو هيچم."
باران
هجده اردیبهشت هشتاد و دو
0 comments:
ارسال يک نظر