یکشنبه ۱۶ مهٔ ۲۰۰۴

طلوع نو

از اين غروب سيه ، من طلوع خواهم کرد بلند می شوم از نو شروع خواهم کرد زگل به بلبل شيدا پيام خواهم داد ز نو به نرگس و نسرين سلام خواهم داد گدای غمزده را من به مهر خواهم ديد ز شاخسار محبّت شکوفه خواهم چيد به اين کوير بلا گل مهر خواهم کاشت به چشم عابر تنها سپهر خواهم کاشت سرود مستی عشقت به شور خواهم خواند ترا به شور و شعف من ز دور خواهم خواند به هرچه آدم نامرد پشت خواهم کرد زکين ديو سيه ، دست ، مشت خواهم کرد شغاد بی شفقت را به تير خواهم زد ز چاه کين برادر صفير خواهم زد به پشت رخش عزيزم بلند خواهم شد ز هفت خان بلا سربلند خواهم شد به راستای افق يکّه تاز خواهم راند و در غروب به نجوا مدام خواهم خواند: « بلند می شوم از نو شروع خواهم کرد از اين غروب سيه من طلوع خواهم کرد »
باران
بیست و شش اردیبهشت هشتاد و سه