سبد سبد ز لبانم ترانه مي بارددو دست تو به دلم گل عشق مي كاردشبم ز برق نگاهت چو روز روشن شداز آسمان خيالم ستاره مي باردبارانبیست مرداد ماه هزار و سیصد و هشتد و سه
يک بار من تو را در خواب ديده امماه رخ تو را در آب ديده امنور رخ تو بود در برکه ی خيالپنداشتم ولی مهتاب ديده امبارانشانزده مردادماه هزار و سیصد و هشتاد وسه