شنبه ۵ نوامبر ۲۰۰۵

تغزل روحانی



"قَدْ قامَت " مؤذن و هردم قيام عشق
"قُمْنا" به قامتت "لَكَ صُمْنا" صيام عشق
"أُدخُلْ" به جنّتش و ببين سور رحمتش
"إجْلِسْ"به "رَفْرَفٍ خُضرٍ" زين مقام عشق
رمّان و نخل و تين و "أدِرْ كَأسَ مِن مَعين"
"أفْطِرْ برِزْقِه" و يكي جرعه جام عشق
ليـــــــــــــلاترين تغزّل روحاني ســحر
مجنون به مهره ی سخنت گشت رام عشق
دل چون برفت توبه و دين نيز مي رود
صد پخته همچو شيخ بگشتند خام عشق
موسي به كوه طور و مسيحا به مهد نور
هر يك به غمزه اي ز وي افتد به دام عشق
روح الامين به قلب محمّد نزول كرد
"إقْرَأ" به اسم "ربِّكَ" يعني به نام عشق
گفتا "سلامنا هي حتّي" طلوع فجر
در ليله اي كه پيك بخواندش پيام عشق
در اين كوير تشنه ي عصيان و آرزو
«باران» ببار جرعه ي نابي به كام عشق
باران
پانزده آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار

1 comments:

Nahid Saberi گفت...

اين يكى رو كامل كردى يا كامل بود؟ بايد بگم دست مريزاد.